اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
419
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
فرموده است كه هر كس به خانه من در آيد در امان است . پس بر او تاختند و گفتند : خانه ات چه اندازه گشايش دارد ؟ گفت : هر كه در خانه اش را ببندد در امان است ، و هر كس به مسجد در آيد در امان است . خدا پيمبر خود را پيروزى داد و نبرد را از او نهاد و به مكه در آمد و يارانش از چهار جا به مكه در آمدند و خدا ساعتى از روز ، مكه را براى او حلال كرد ، سپس رسول خدا برخاست و خطبه خواند و آن را حرام فرمود . ام هانى دختر ابو طالب دو خويش شوهرش ، حارث بن هشام و عبد الله بن ابى ربيعه را پناه داد و چون على خواست آن دو را بكشد رسول خدا گفت : يا على ، قد اجرنا من اجارت ام هانى ، » اى على ، ما هر كس را كه ام هانى پناه داده است ، پناه داديم . « پيغمبر همه را امان داد مگر پنج نفر مرد كه فرمود آنها را ، اگر چه بپرده هاى كعبه آويخته باشند ، بكشند و چهار زن را . مردان اينها بودند : عبد الله بن عبد العزى بن خطل از بنى تيم الأدرم بن غالب كه رسول خدا او را همراه مردى از انصار فرستاده بود و او بر انصارى تاخت و او را كشت و گفت تو را و محمد را فرمانبردنى نيست . و عبد الله بن سعد بن ابى سرح عامرى كه براى رسول خدا مىنوشت پس به مكه رفت و گفت : من هم چنان كه محمد ميگويد ، ميگويم ، به خدا قسم محمد پيامبر نيست ، راستى كه او به من مىگفت : بنويس » عزيز حكيم « و من مىنوشتم » لطيف خبير « و اگر پيامبر بود ميدانست . پس عثمان كه برادر رضاعى او بود ، او را جاى داد و نزد رسول خدا آورد و درباره او با آن حضرت سخن مىگفت : و رسول خدا خاموش بود . سپس گفت : هلا قتلتموه ؟ » چرا او را نكشتيد ؟ « گفتند : منتظر بوديم اشاره فرمايى . گفت : ان الانبياء لا تقتل بالايماء ، » همانا پيمبران با اشاره نمىكشند . «